Untitled Document
چهارشنبه: 7 تیر 1396
-A A +A

شما اینجا هستید

پيام تسليت معاونت دانشجويی و امورفرهنگی دانشگاه به مناسبت سالروز شهادت حضرت رقيه سلام الله عليها

    کوچک اما بزرگ
    سلام بر تو و عاشورای بزرگی که در چشم‏های کوچک تو خلاصه شده است .
    سلام بر تو که در خنکای لبخند حسین علیه‏السلام رها بودی و پا به پای آبله، زخم‏هایش را به جستجو .
    سلام بر کوچکی گام‏هایت؛ به تو و خاطرات در آتش رها مانده‏ات.
    سلام بر تو که آتش، کوتاه‏تر از دامنت نیافت.
    تو را خوب‏تر از شام غریبان، زینب می‏شناسد و تو بهتر از همه، شام غریبان را.

    شام غریبان، تو را خوب می‏شناسد؛ تورا که آن‏قدر پدر پدر کردی و «یا عَمَّتِیَ و یا أُخْتَ أَبِی! أیْنَ أَبِی»گفتی تا در روشنای حضور حسین علیه‏ السلام غوطه‏ور شدی.
    سلام بر تو؛ به آن زمان که در هیاهوی غبار و سوار، اشک و مشک و ستیغ و تیغ، حسین علیه‏ السلام را در خلسه و خون و خاکستر رها دیدی.
    از اندوه و داغ و دلتنگی، بوی تو به مشامم می‏رسد و هرگاه نام تو را می‏نویسم، هیچ واژه‏ای را توان توصیف اندوهت نیست.
    از کنار شط تا وادی نخله، از مرشاد تا به حلب و از دید نصرانی تا به عسقلان، تو بودی همدم تنهایی بابا.
    سلام به تو ای سئوال بزرگ تاریخ! پس از گذشت قرن‏ها آیا آبله پاهایت خوب شده‏است؟
     
    وقتی میان خون و آتش، صدای گریه‏ات، دل سنگ را می‏لرزاند و پاهای تاول زده‏ات، سختی‏ها را گلایه می‏کرد، همه چشم‏ها کور بودند و دل‏ها سنگین‏تر از آن بود که بار سنگین دلت را سبک‏تر کند...
    دل سنگ
    تمام دردهایت یک طرف و از دست دادن زانوانی که رویشان به خواب می‏رفتی و نیایش‏هایت را می‏خواندی، طرف دیگر... .
    وقتی میان خون و آتش، صدای گریه‏ات، دل سنگ را می‏لرزاند و پاهای تاول زده‏ات، سختی‏ها را گلایه می‏کرد، همه چشم‏ها کور بودند و دل‏ها سنگین‏تر از آن بود که بار سنگین دلت را سبک‏تر کند... .
    دست‏هایت کوچک بودند برای به آغوش کشیدن صبر و سختی. اما تو چقدر سربلند بیرون آمدی از دردها و دلتنگی‏ها! صبر را از چه کسی به ارث برده بودی، نمی‏دانم! اما ایمان، هم‏پای تو بزرگ شده بود.
    هم‏سن و سال‏هایت، سرگرم بازی بودند؛ اما تو انگار رسالتت بود که انسان را سربلند کنی...
     
    من رقیــــه دخترشیرین زبان شــــــــاه دینم                  غنچه ی پژمرده ی بـــــــاغ امیــــرالمومنینم
    هردوعالم دردعا،محتاج دست کوچک مــــن                    تاابدحاجـــت رواگردنــــدازیک آمینــــــــــــــــم
    پاک سوزدهرکه خواندسطری ازشرح کتابــم                     دلبرومحبوبــــــــــــه ی محبوب دلبرآفرینـــــم
    کربــــلا درروزعاشورابـــــلاانـــــــدربــــــــلابـود     دوربـــــابـــــایم بگردم،مبتـــــــلادرمبتــلابـــود
    من هم آخـــرنازنینــــم،نازنینــــم،نازنینـــــــم           نوگــــــل آن عشقبـــــازاولیـــــــن وآخرینـــــم
     
    هم رنگ یاس مدینه
    ای گل نیلی حسین! ای رقیه!
    جان ما از غم تو در تب و تاب غصه افتاده و با بدن کبود شده‏ات، هم دردی می‏کند و به قلب کوچکت تسلیت می‏گوید.
    ای تربیت یافته‏ی مکتب عاشقی !
    ای دست پرورده‏ی آموزگار انسانیت!
    ای پرورش یافته در دامان پاکی‏ها!
    از ما به رخسار نیلی شده و پاهای آبله بسته‏ات سلام، ای زیبا گل پرپر شده‏ی باغ حسین!
    غم سنگین‏ات و ناله‏های شبانه‏ات، قدّ کمان شده‏ات و عمر کوتاهت، یادآور سوگ زهراست که در بهار به خزان نشست. روی نیلی شده‏ی تو خبر از فاجعه‏ی بی‏رحمی دارد و هم رنگ یاس مدینه شده است.
     سلام بر غم‏های بی‏انتهایت یا رقیه

     

    ساختمان مرکزی : بلوار محمد امین(ص) ، بلوار جمهوری اسلامی ، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
    ساختمان مرکز آموزش مجازی ونیمه حضوری : بلوار محمد امین(ص) ، خیابان گلستان ، نبش کوچه 7 ، پلاک  27

      تلفن :    025 32 90 81 93 - 5   فکس :   025 32 93 19 98     كد پستي: 3716684171